پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
48
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
كه آنها را « آفريد » و از پشت آدم بيرون آورد . » متن ديگرى كه مقاتل در آن انديشهء خود را در باب « ميثاق » بيان مىكند دربارهء همين آيهء 172 سورهء اعراف است كه بخش اساسى آن را ديديم . از جهت آراء اعتقادى ، اين متن دوّم چيزى بيش از آنچه در متن اوّل آمده است در بر ندارد ، ولى در كنار همين آراء اعتقادى يك رشته ملاحظات اسطورهوار مشاهدهمىشود كه البته جاى مهمى در تفسير مقاتل دارد . انديشهء مقاتل بر اين جملهء قرآنى متوقف است كه مىفرمايد : أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ و آن را چنين تفسير مىكند : « خدا دست بر پهلوى راست آدم كشيد و از آن ذرّيّتى سفيد رنگ به شكل ذرّات جنبنده برونآورد ؛ سپس دست بر پهلوى چپ او كشيد و از آن ذرّيّتى سياه رنگ بيرون آورد به شكل ذرّاتى به تعداد هزار . . . سپس آنها را ، چنان كه از ظرفى آب مىپراكنند ، پراكند و به سفيدها گفت : اينان به رحمت من به بهشت خواهند رفت ، اينان « اصحاب اليمين » اند ( واقعه ، 27 ) . به سياهان گفت : اينان در خور آتشاند ، نزد من بىمقدارند ، اينان « اصحاب المشئمه » اند ( بلد ، 19 ) . سپس آنها را همگى به پشت آدم بازگرداند . به همين سبب است كه كسانى كه در گورند همچنان محبوس مىمانند تا آنكه خدا همهء كسانى را كه با آنها ميثاق بسته است از پشت آدم و رحم زنان بيرون آورد ، آن گاه قيامت ( ساعت ) فراخواهدرسيد ، زيرا نوشته شده است : لَقَدْ أَحْصاهُمْ وَ عَدَّهُمْ عَدًّا . . . يَوْمَ الْقِيامَةِ ( مريم ، 94 و 95 ) . » انديشهء قدرى مذهبانهء مطلبى كه در بالا آورديم آشكار است ، ولى شباهت آن با پارهاى از تعاليم « عهد جديد » كتاب مقدّس نيز در آشكارى كم از آن نيست . در حالى كه در قرون بعد تفكّر دربارهء « ميثاق » در پرتو تعاليم مبتنى بر نظريهء نو افلاطونى « فيض » صورت مىگيرد ، تفسير اوّليّهء « ميثاق » را در خطّ تعليم پولس تعبير مىكند كه به موجب آن سرنوشت بشر در شخص آدم رقم خورده است كه به نحوى بشر در او وجود قبلى داشته است . همين وجود قبلى - بسيار تاريخى - است كه در اسطورهاى كه از آن سخن گفتيم به صورت رمز بيان شده است ، يعنى اسطورهء ذرّاتى كه يك لحظه از پشت آدم بيرون مىآيند تا شهادت دهند كه خدا پروردگار آنهاست و سپس به پشت آدم باز مىگردند تا بار ديگر از آن به طريق توالد جسمانى بيرون آيند . آيهاى كه ارتباط نزديكى با آيات مربوط به « ميثاق » دارد و مقاتل آن را تفسير كرده است آيهء مشهور « امانت » است : إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا : « ما امانت را به آسمانها و زمين و كوهها عرضه كرديم ، ولى آنها از برداشتن آن ابا كردند و ترسيدند . انسان آن را برداشت ، ولى او ستمكار و بسيار نادان بود . » ( احزاب ، 72 ) . به عقيدهء مقاتل ، « امانت » يعنى « طاعت » . خدا نخست